قیصر امین پور (دستور زبان عشق-انتشارات مروارید)
سفر در هوای تو
ای حسن یوسف دکمه ی پیراهن تو
دل می شکوفد گل به گل از دامن تو
جز در هوای تو مرا سیر و سفر نیست
گلگشت من دیدار سرو و سوسن تو:
آغاز فروردین چشمت، مشهد من
شیراز من اردیبهشت دامن تو
هر اصفهان ابرویت، نصف جهانم
خرمای خوزستان من خندیدن تو
من جز برای تو نمی خواهم خودم را
ای از همه من های من بهتر، من تو
هر چیز و هر کس رو به سویی در نمازند
ای چشم های من، نماز دیدن تو!
حیران و سرگردان چشمت تا ابد باد
منظومه ی دل بر مدار روشن تو!
...........................................................
باغ کاغذی
سیل شادی و است و شاد باش ها!
سیل گل بریز و گل بپاش ها!
باز در دلم شکوفه می کند
باغ کاغذین شاد باش ها
هرچه کاشتم به باد رفت و ماند
کاش ها و کاش ها و کاش ها
دور کرد و کور کرد عشق را
دور باش ها و کور باش ها
زخم می زند به چشم آفتاب
تیغ برج آسمان خراش ها
سوخت دست و بال ما از این همه
کاسه های داغتر از آش ها
دور باطل است سعی بی صفا
رقص بسمل است این تلاش ها
...........................................................
هنگام رسیدن
ای آرزوی اولین گام رسیدن
بر جاده های بی سرانجام رسیدن
کار جهان جز بر مدار آرزو نیست
با این همه دل های ناکام رسیدن
کی می شود روشن به رویت چشم من، کی؟
وقت گل نی بود هنگام رسیدن؟
دل در خیال رفتن و من در فکر ماندن
او پخته ی راه است و من خام رسیدن
بر خامی ام نام تمامی می گذارم
بر رخوت درماندگی نام رسیدن
هرچه دویدم جاده از من پیشتر بود
پیچیده در راه است ابهام رسیدن
از آن کبوترهای بی پروا که رفتند
یک مشت پر جامانده بر بام رسیدن
ای کال دور از دسترس، ای شعر تازه
می چینمت اما به هنگام رسیدن
...........................................................
ترانه بارانی (1)
سر زد به دل دوباره غم کودکانه ای
آهسته می تراود از این غم، ترانه ای
باران شبیه کودکی ام پشت شیشه هاست
دارم هوای گریه، خدایا بهانه ای!
...........................................................
ترانه بارانی (2)
باران بهار، برگ پیغام تو بود
یا نامه ای از کبوتر بام تو بود
هر قطره حکایتی شگرف از لب تو
هر دانه ی برف حرفی از نام تو بود
...........................................................
ترانه بارانی (3)
باران! باران! دوباره باران! باران!
باران! باران! ستاره باران! باران!
ای کاش تمام شعرها حرف تو بود:
باران! باران! بهار! باران! باران!
...........................................................
ترانه بارانی (4)
دیشب باران قرار با پنجره داشت
روبوسی آبدار با پنجره داشت
یکریز به گوش پنجره پچ پچ کرد
چک چک، چک چک، ... چکار با پنجره داشت؟
...........................................................