ایرج میرزا
به صدق ار نیست ممکن با ریا کن
بگو از همت این هیأت ماست
که در این فصل پیدا می شود ماست
ز سعی و فکر آن دانا وزیرست
که سالم تر غذا نان و پنیرست
...
وکیلان ( نمایندگان مجلس آن زمان ) را بگو روح الامینند
ز عرش افتاده ، پابنده زمینند
مقدس زاده اند از مادر خویش
گناهست ار کنی بر مرغشان کیش
یقینا گر ز بی چیزی بمیرند
به رشوت از کسی چیزی نگیرند
فقط از بهر ماهی چند غاز است
که این بیچاره ها را چشم باز است
غم ملت ز بس خوردند مردند
ورم کردند از بس غصه خوردند
و ... الخ