سر منبر وزیران را دعا کن

به صدق ار نیست ممکن با ریا کن

بگو از همت این هیأت ماست

که در این فصل پیدا می شود ماست

ز سعی و فکر آن دانا وزیرست

که سالم تر غذا نان و پنیرست

...

وکیلان ( نمایندگان مجلس آن زمان ) را بگو روح الامینند

ز عرش افتاده ، پابنده زمینند

مقدس زاده اند از مادر خویش

گناهست ار کنی بر مرغشان کیش

یقینا گر ز بی چیزی بمیرند

به رشوت از کسی چیزی نگیرند

فقط از بهر ماهی چند غاز است

که این بیچاره ها را چشم باز است

غم ملت ز بس خوردند مردند

ورم کردند از بس غصه خوردند

و ... الخ